مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1181

طب اكبرى ( فارسى )

صابون طلا نمايند و چون خشك شود به آب گرم بشويند و هم‌چنان بكنند تا كه ماده بتمامه برون آيد و جلد پاك نمايد . [ 1562 ] مقالهء [ نهم ] : اندر فساد لون « 1 » يعنى رنگ بدن از آنچه بوده باشد متغير گردد . و آن ، شش گونه است : يكى : آنكه طبيعت ، خلط فاسد مفسد اللون را به ظاهر جلد دفع نمايد . علاج : ادويهء جاليه چون آرد جو و جز آن و تخم ترب و ايرسا و تخم خربزه و بادام مقشّر و نشاسته و كتيرا و بوره و مانند آن نرم ساخته با شير آميزند و طلا نمايند تا خشك شود و بعده [ يعنى پس از آن ] به آب نيم گرم بشويند و هم‌چنان به دفعات استعمال فرمايند تا كه به رنگ اصلى آيد . دوم ، آنكه ماده در بدن افزون شود و با خون آميزد پس بالضّرور جلد متلون گردد به لون خلط غالب ؛ كما يشاهد فى اليرقان . علاج : نخستين ، تنقيهء بدن نمايند به فصد و مسهل به حسب حاجت [ و ] بعده [ يعنى پس از آن ] ادويهء جاليه استعمال نمايند . سوم ، آنكه در جگر يا سپرز يا معده آفتى پديد آيد و به سبب او تغيّر در رنگ بدن رو نمايد . و علامت او ، وجود آفت است در عضوى ازين اعضاء و ضعف در افعال ظاهر شدن . علاج : آنچه در باب امراض اعضاى مذكوره گفته شد به حسب حاجت استعمال نمايند . چهارم ، آنكه عضوى در آفتاب برهنه ماند زمانى طويل [ و در نتيجه ] سياه شود . [ و ] و جهش آن است كه به سرايت حرارت آفتاب ، اخلاط مىگدازد و به سوى پوست مىگرايد پس اگر اعضاء پوشيده بود ، اخلاط مذكوره به عرق و بخار مىبرآيد و اگر عضوى برهنه بود ، اخلاط در وى مىسوزد به ملاقات آفتاب و در مسام محتبس مىماند و عضو سياه مىگردد . و ازين قبيل است آنچه كه از مصادفت باد گرم تغير در لون پديد آيد . بدان كه موجب تغير رنگ در زمستان و زمان سرد آن است كه حرارت غريزى از خوف سردى خارجى مايل به باطن مىگردد و حرارت نارى به ظاهر استيلا مىنمايد و پوست را سوخته [ و ] سياه مىسازد . و مىتواند كه سبب آن ، انجماد خون بود زير پوست به واسطهء كثافت جلد .

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Dyschromia ; dyschroia ; abnormality of colour .